صائن الدين على بن تركه

141

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

باب سوم - در بيان زكات و اين ركن سوم است از اركان اسلام و آن دو نوع است : يكى زكات فطر است كه وقتى معين دارد هر سال كه بر همه كس واجب است كه آن را ادا كنند ، خواه كه بزرگ باشند يا طفل و خواه كه آزاد باشند يا بنده و خواه فقير باشند يا غنى ، اين‌قدر مىبايد كه بر نفقهء عيد قادر باشند . و شرط وجوب دو چيز است : يكى آنكه از نفقهء خود و عيال او در عيد چيزى بماند ، و ديگر دخول وقت است و آن فرو رفتن ( فد ) آفتاب روز آخر رمضان است ، به برآمدن آن روز عيد ( حم ) و آنچه واجب مىشود هركس را يك صاع است ( صد ) از گندم يا جو يا خرما يا مويز يا كشك به غالب ( فحم ) قوت بلد . و نوع دوم زكات مال است و آن در هر سال كه تمام شود واجب مىشود ، و در پنج نوع از مال است كه زكات واجب مىشود ( فمد ) نه شش ( ح ) : اول چهارپاست و آن در سه جنس زكات مىبايد داد ( فمد ) نه چهار : اشتر و گاو و گوسفند كه مجرد است به ماديان ( ح ) . و اشتر وقتى واجب مىشود كه عدد آن به پنج رسد و آن يك سر گوسفند باشد ( ق ) و همچنين هر پنج كه زياده شود يك سر گوسفند واجب مىشود تا بيست و پنج كه آن وقت اشتر يك‌ساله واجب شود ، و چون به سى رسد اشتر دوساله و چون به چهل ، اشتر سه‌ساله و آن را به عربى « حقه » خوانند و چون به شصت و يك رسد اشتر كه چهار سال تمام كرده باشد ، و آن را « جذعه » خوانند و چون به هفتاد و شش رسد دو اشتر دوساله كه « بنت لبون » خوانند و در نود و يك ، دو حقه واجب شود و در صد و بيست و يك ، سه اشتر دوساله واجب شود ، پس چون به صد و سى رسد ، هر چهل اشتر را يك بنت لبون بايد داد . و اما گاو ، تا به سى سر نرسد ، زكات نيست و چون به سى رسد ، يك گاو مىبايد كه يك‌ساله باشد . و در چهل ، دوساله و چون به شصت برسد ، دو گاو يك‌ساله ، پس هر سى گاو حساب كنند ، و يك گاو يك‌ساله بدهند . و اما گوسفند